از متون ایرانیان باستان چنین برمی آید, که هر گاه شخصی عملی خلاف اخلاف یا شرع مرتکب می شد, به عنوان کفارة گناه خود باید به یک اقدام سودمند اجتماعی قیام می کرد تا روح خود را از عقوبت آن گناه و عذاب دوزخ رهایی بخشد و بدین ترتیب ضمن پالودن روان خود, به آرامش ابدی در آن دنیا نیز دست یابد. از آنجا که "توبه" جنبة شخصی داشت, باید اعتراف به گناه توسط شخص گناهکار و در زمان حیات خودش در این دنیا انجام می گرفت, ولی با گذشت زمان بنابر دلایل گوناگون به افراد اجازه داده شد, به جای دیگری, مراسم اقرار به گناه و توبه را به جا بیاورند و کفارة گناه را که کم کم به اظهار ندامت و پشیمانی صرف محدود شده بود, به نیابت از طرف فرد خطاکار به عهده بگیرند. همچنین بعدها نوعی از خرید گناه نیز در ایران مرسوم گردید و سرانجام اگرچه نیت اصلی "توبه" همچنان پاک و منزه پا برجا ماند ولی راههای جبران گناه در طی قرون دچار دگرگونی شد.